
تنش در خاورمیانه بالا گرفت؛ آخرین خبرها از احتمال جنگ ایران و اسرائیل ۱۹ مهر
در حالیکه فضای سیاسی منطقه خاورمیانه همچنان ملتهب است، گزارشهای تازه از افزایش احتمال درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل حکایت دارند. منابع خبری امروز شنبه مهرماه، از تحرکات جدید و مواضع تند طرفین خبر دادهاند که میتواند نشانهای از تشدید تنشها باشد. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که تحلیلگران بینالمللی نسبت به پیامدهای گسترده چنین درگیریای هشدار دادهاند؛ از تأثیرات اقتصادی و امنیتی گرفته تا تغییرات در معادلات سیاسی منطقه.
در ادامه این گزارش، آخرین مواضع رسمی، واکنشهای دیپلماتیک و سناریوهای محتمل در صورت وقوع درگیری بررسی شدهاند. اگر به دنبال تحلیل دقیقتر از وضعیت فعلی و آینده روابط ایران و اسرائیل هستید، مطالعه این خبر ضروری است.
پس از ۲ سال جنگ میان اسرائیل و حماس بالاخره مرم غزه روی آرامش دیدند. این مهم فعلا با طرح ۲۰ مادهای دونالد ترامپ محقق شدهاست. اینکه این آرامش پایدار خواهد بود یا شکننده سوالی است که افکار عمومی را به خود مشغول کردهاست.
راساس این توافق اولیه ابتدا حملات ارتش اسرائیل متوقف میشود و ۷۲ ساعت بعد از آن (دوشنبه) همه گروگانهای زنده و کشتهشده آزاد خواهند شد.
از سوی دیگر برخی تحلیلگران با توجه به شخصیت نتانیاهو نگران جنگ افروزی دیگری از سوی رژیم صهیونیستی هستند.
دستگاه دیپلماسی کشومان نیز با صدور بیانیه ای تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران همواره از هر اقدام و ابتکاری که متضمن توقف جنگ نسلکشی، خروج نظامیان اشغالگر، ورود کمکهای بشردوستانه، آزادی اسرای فلسطینی و احقاق حقوق بنیادین فلسطینیان باشد، حمایت کرده است.
خبرگزاری «خبرآنلاین»در گفتگو بانصرت الله تاجیک دیپلمات بازنشسته و سفیر پیشین ایران در اردن به بررسی ابعاد این آتش بس و میزان پایداری آن پرداخته است.
*** آتشبسی که روز پنجشنبه میان اسرائیل و حماس اعلام شد چقدر پایدار خواهد بود؟
بخشی از این آتشبس اجرایی خواهد شد و با توجه به الزامات منطقه ای و بین المللی تا حدی هم پایدار خواهد بود. هدف اصلی ترامپ و نتانیاهو آزادسازی زندانیانی است که در اختیار حماس هستند؛ یعنی آنها دنبال این هستند که کارتی را که حماس در دست دارد از دست این گروه خارج کنند. آنچه در رسانهها منتشر شده نشان میدهد مرحله اول توافق حاصل شده و آتشبس قرار است اجرایی شود؛ البته نتانیاهو این موضوع را منوط به تصویب در کابینه کرده و به احتمال زیاد آنجا هم تصویب خواهد شد، چون در این پرونده ترامپ نقش محوری دارد. بنابراین آتشبس و تبادل زندانیان و بخشی از عقب نشینی به محلی مورد توافق صورت خواهد گرفت.
بحثی هم درباره فهرستی است که فلسطینیها ارائه کردهاند و اینکه آیا اسرائیل همه افرادی را که در آن فهرست آمده آزاد خواهد کرد یا نه؛ این موضوع هم همچنان در جریان است. برای حماس آنچه اهمیت دارد، اجرای تعهدات طرف مقابل است؛ زیرا اگر زندانیان آزاد شوند، حماس دیگر اهرم بزرگی در دست نخواهد داشت. برخی اعضای مقاومت فلسطینی، از جمله آقای مصطفی برغوثی، ابراز نگرانی کردهاند که اسرائیل ممکن است پس از گرفتن امتیازها دوباره به حملات خود ادامه دهد. اما طبق گزارشها، گویا تضمینهای چندجانبهای از سوی آمریکا، ترکیه، قطر و مصر به حماس داده شده که روند مرحله به مرحله اجرا شود و نتانیاهو پس از تبادل زندانیان، بهسرعت حملات را از سر نگیرد، اما چقدر این تضمین مطمئن است نیاز به زمان دارد! یک «خطی » نیز تعیین شده که نیروهای اسرائیل تا حدی عقبنشینی کنند. حماس اما خواهان عقبنشینی کامل و خروج همه نیروهای نظامی اسرائیل است. به این دلیل، در مرحله اول توافق، آتشبس نسبتا پایدار به نظر میرسد و باید منتظر ماند و دید که مراحل بعدی چگونه پیش بروند.
حماس در اصل بخشی از فرزندان مردم غزه است و یک تفکر مبارزه ضد صهیونیستی برای رفع اشغال در چارچوب دفاع مشروع و جریان سیاسی ـ نظامی محسوب میشود؛ بنابراین به این سادگی از بین نمیرود. سرنوشت دقیق آن بستگی دارد به چگونگی بازیکردن کارتها توسط طرفهای مختلف و میزان ایستادگی حماس در برابر مطالبات طرف مقابل. به نظر من تحمیل آتشبس ناشی از آن است که اسرائیل نتوانست به اهداف سهگانهاش دست یابد: نابودی حماس، بازگرداندن گروگانها بهطور کامل، و خروج یا کوچاندن مردم غزه. چون این اهداف تحقق نیافت، ترامپ وارد عمل شد تا بحران و هزینههای سنگین آن را مدیریت کند. بنابراین میتوان گفت حماس بهعنوان بازیگری مؤثر، باقی خواهد ماند و احتمال موافقت آن با خلعسلاح کامل بعید است.
** آیا آتشبس دقیقا مطابق طرح ۲۰ مادهای ترامپ پیش خواهد رفت، یا آنگونه که مقامهای حماس گفتهاند حاکمیت فلسطینی بر غزه برقرار خواهد شد؟
بهنظر من طرحهای کلی و الفاظ زیبا در سندها زیاد است، اما همهشان قابلیت اجرایی یکسان ندارند. در آن طرح نکات قابلتقدیری هست؛ مثل خاتمه جنایات، عقبنشینی نیروهای نظامی، و رساندن کمکهای انسانی به غزه . حماس با این موارد در درجه اول موافقت کرده و سایر مسائل را به مذاکره موکول کرده است. حماس بعید است هیأتی که ترامپ برای اداره غزه پیشنهاد داده را بپذیرد؛ حماس تمایل دارد که مدیریت غزه توسط شخصیتهای ملی فلسطینی انجام شود، و چندان علاقه ای ندارد سهم خود را در مدیریت اوضاع غزه پس از جنگ که اسرائیل آن را شخم زده ، حفظ کند. بنابراین شکل نهایی حکمرانی در غزه باید در مذاکرات بعدی مشخص شود و تعیینکنندهی آن فلسطینیها خواهند بود.
علاوه بر انگیزههای انسانی یا دیپلماتیک، ترامپ و حامیانش دنبال کاهش هزینههای سیاسی و مالی هستند. کمکهای سنگین تسلیحاتی آمریکا به اسرائیل و هزینههای سیاسی ادامه جنگ منافع کاخ سفید را تحت فشار گذاشته است. ترامپ میخواهد خود را بهعنوان «آورنده صلح» معرفی کند و شاید هدفهای شخصی و سیاسی دیگری از جمله مطرحشدن برای جایزه صلح نوبل یا اعتبار بینالمللی داشته باشد. در یک نما، کاهش هزینهها، بازگرداندن آرامش نسبی و کسب اعتبار سیاسی از دل آتشبس و سامان یافتن اوضاع داخلی اسرائیل از دلایل فشار او بودهاند.
*** علیاکبر ولایتی، مشاور رهبری، در شبکههای اجتماعی نوشت که شاید شروع این آتشبس به معنای شکسته شدن آتشبس دیگر باشد. با توجه به اینکه تحلیلگران می گویند استمرار حیات سیاسی نتانیاهو در جنگ است آیا فکر میکنید که جنگ دیگری راشروع کند؟
احتمال شروع جنگ جدید زیاد نیست و احتمال آن کم است. البته انظار بیشتر به سمت حزب الله و انصارالله است و نه ایران. ولی چند نکته مانع از تبدیل این احتمال به قطعیت است. اولاً هزینه جنگ طولانیمدت برای جامعه اسرائیل و حکومت آن بسیار بالاست؛ فشارهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی و نیز موج مهاجرت معکوس و نارضایتی داخلی، تابآوری جامعه را کاهش داده است. ثانیاً اگر جنگ وسیع دیگری در منطقه رخ دهد، تبعات فراملی و واکنشهایی از سوی بازیگران منطقهای و بینالمللی خواهد داشت که ممکن است اسرائیل و حامیانش را از انجام آن بازدارد. از سوی دیگر، انگیزه شخصی نتانیاهو برای بقا یا بازسازی جایگاه سیاسی ممکن است برخی از عناصر داخل سیاسی اسرائیل را به سمت تشدید نظامی سوق دهد، اما احتمال اینکه هیات حاکمه اسرائیل و آمریکا علاقه ای به ورود به جنگ دیگری داشته باشد، پایین است.
بازی ایران و توانایی آن در ایجاد اجماع یا همراهی با چین و روسیه، و همچنین مولفههای هستهای و موشکی و ظرفیتهای منطقهایاش، بر محاسبات کلی تأثیر دارد. بهعبارت دیگر، تحولات بعدی نتیجه مجموعهای از پیوستگیها و تعاملات منطقهای و بینالمللی است؛ نه صرفاً تصمیم یک بازیگر واحد. بنابراین سناریوهای محتمل آینده را باید با در نظر گرفتن همه این حلقههای زنجیره تحولات و تصمیمات تحلیل کرد.









